دوشنبه ۹ نوامبر ۲۰۰۹

مملکت بی دستها

ايلنا:
«رییس‌ پليس آگاهی كشور: پليس آماده اجرای حد قطع دست برای كنترل سرقت است.
سردار جعفری رئيس پليس آگاهی نيروی انتظامی با تأكيد بر اينكه اجرا نكردن قانون مجازات اسلامی افزايش ناامنی را در كشور به‌ دنبال دارد، از آمادگی پليس برای اجرای حدود الهی خبر داد.
به گفته رئيس پليس آگاهی كشور، اگر حدود الهی در كشور اجرا شود بيش از نود درصد جرائمی كه در حوزه سرقت اتفاق می‌افتد ديگر رخ نخواهد داد و اين به نفع مردم، امنيت كشور و اعتبار جمهوری اسلامی ايران است.»
طبعا جناب سردار کاری به علت و ریشه یابی افزایش ناامنی در کشور ندارند و طبعا روی سخن ایشان با مافیای اقتصادی و کله گنده ها نیست. ایشان آماده و مشتاقند تا با قطع دست دزدان خرده پا - که تعدادشان اندک هم نیست- مشکل دیگری را بیافریند: مشکل کار و معیشت آدم‌های یکدست و بی دست.
پرسش اینجاست چه تضمینی می‌دهند که با اجرای حدود الهی توسط ایشان با کاهش بیش از نود درصد در حوزهٔ سرقت مواجه خواهیم شد؟ و راه حل ایشان به نفع مردم، امنيت كشور و اعتبار جمهوری اسلامی ايران تمام خواهد شد؟ و آیا موافقند در صورت شکست طرحشان دستشان قطع شود؟ یا لااقل زبانشان؟

زور، تحریم؛ اتم، کلاشینکف

اول
ما کاملا مخالف استفادهٔ صلح آمیز انرژی هسته ای در ایران هستیم، به دلیل نبود وجدان کاری مناسب و به دلیل مدیریت ناکارآمد دولتی و عواقب مخاطره آمیز به تبع آن چون انفجار ناخواسته، نشط تشعشعات اتمی و زباله های هسته ای.

دوم
ما داشتن بمب اتمی را حق مسلم ایران می‌دانیم و معتقدیم فشار کشورهای قدرتمند بر ما چیزی نیست جز زورگویی.

سوم
ما به عنوان یک وبلاگ نویس علاقه ای نوستالوژیک به کلاشینکف دارم، کلاشینکف‌های دسته چوبی خوش دست.
ما داشتن کلاشینکف را حق مسلم هر وبلاگ نویسی می‌دانیم، مایلیم این امکان فراهم باشد تا بتوانیم با آزادی تام برویم بقالی محله مان و یک بازوکا، یک موشک قاره پیما، چند کیلو نارنجک و یکی دو عدد اسپری فلفل و دست بند و پابند و باطوم برقی برای دفاع از خود در برابر مخالفانمان بخریم.

چهارم
از این طرف:
  • چرا در ایران همهٔ وبلاگ نویس ها حق ندارند کلاشینکف داشته باشند؟
  • چرا در ایران داشتن اسلحه جرم بشمار است؟
از آن طرف:
  • چرا ایران حق ندارد سلاح اتمی داشته باشد؟
  • چرا ابر قدرتها باید سرشان را بکنند لای تاسیسات هسته ای مخفی ما و به اجازهٔ آنها باید بکنیم یا نکنیم؟
پاسخ این پرسش‌ها یکی است: فقط بر پیشانی وبلاگ نویس‌ها و کشور‌هایی انگ مجاز می‌خورد که با صاحبان قدرت همراه و هم آواز باشند.

اما چرا چنین است؟
چون زور قانون اول و آخر این کرهٔ خاکی است.

و چرا زور قانون اول و آخر این کرهٔ خاکی است؟
این ناشی از کم کاری ماست و می‌کوشیم تا به یاری تمامی مردم زرد و سفید و سرخ و سیاه و آبی و نارنجی و سبز و صورتی، آن را تغییر دهیم.

والسلام.

یکشنبه ۸ نوامبر ۲۰۰۹

وزیر رفاه

به گزارش  ايرنا، جناب دکتر محمود احمدی نژاد جناب مهندس صادق محصولی را به عنوان وزير پيشنهادی رفاه و تامين اجتماعی به مجلس شورای اسلامی معرفی فرمودند.
گزینهٔ مناسب به این می‌گویند، شاید با راهنمایی و سیاست های تجربی ایشان ما هم به رفاهی برسیم.